عشقولانه می شویم
امشب عشقولانه شدم و در یه حرکت پیروزمندانه هم قالب ِ وبلاگمو عوض کردم و هم یهو زد به سرم تا یه پست بزارم . اونم چی . فقط یه عکس ...
نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه
ارسال شده در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 4:59
دسته بندي:
عکس
مهم اینه که چطور ببینیم ...!
یکی قشنگی ِ منظره رو می بینه ، یکی کثیفی ِ پنجره . این تویی که تصمیم می
گیری چی ببینی . امیدوارم همیشه قشنگی رو
ببینی ، حتی از پشت یک پنجره ی کثیف ...!!!
نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه
ارسال شده در شنبه 23 شهریور1387 ساعت 18:55
دسته بندي:
نکته ها
تو هم با من نبودی
تو هم با من نبودی ، مثل من با من و حتی مثل تن با من
تو هم با من نبودی ...
آنکه می پنداشتم ، باید هوا باشد
و یا حتی گمان میکردم این تو، باید از خیل ِ خبرچینان ،... جدا باشد
توهم با من نبودی ...
تو هم از ما نبودی
آنکه ذات ِ درد را باید صدا باشد
و یا با من چنان هم سفره ی شب
باید از جنس من وعشق و ... ، خدا باشد
تو هم از ما نبودی
تو هم مومن نبودی بر گلیم ِ ما و حتی در حریم ما ،
ساده دل بودم که می پنداشتم دستان ِ
نا اهل ِ تو باید مثل هر عاشق، رها باشد
تو هم از ما نبودی ... تو هم با من نبودی یار.... ای آوار... ای سیل مصیبت
* به یاد خواننده عزیزمان فرهاد ... ترانه ی آوار از فرهاد
نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه
ارسال شده در چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت 15:47
دسته بندي:
شعر
بنویس از سر خط ....
بنویس از سر خط
بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت از
غصه خون نیست
اون که گذاشت و رفت ، یه روز سرش به سنگ میخوره بر میگرده
دیگه صداش نکن ، بزار خودش بیاد
دنبالت بگرده
دیگه گریه نکن ، آخه اشک تو باعث
شادیه اونه
دیگه به پاش نسوز، آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه
اگه میخواست میموند ، حالا که رفت و غصه ش رفته زیادم
اگه پیشم می موند ، می دید جز اون به هیشکی دل نمی دادم
نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه
ارسال شده در یکشنبه 17 شهریور1387 ساعت 0:47
دسته بندي:
شعر
دلم گرفت
دلم گرفت از همه چیز . از این دنیای مجازی
که من خیلی ساده بودم که به این دنیا دل بستم .دلم گرفت از خودم . از
خودی که نمی دانم چه شد که بعد از 2 سال دوری از اینترنت دوباره آمد و
خودش را اسیر ِ اینجا کرد. دلم گرفت از آدمها که چه ساده حرف ها را باور
میکنند و چه آسان قضاوت می کنند. دلم گرفت . دلم از خدا هم گرفت که می بیند
و هیچ نمی گوید ...
نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه
ارسال شده در چهارشنبه 6 شهریور1387 ساعت 16:28
دسته بندي:
دست نوشته