میخوام برم به شهری که کبوتراش
سایه ی سر میشن برای زائراش
آقا به هر مریض ناعلاج میده
شفایی که نداره هیچ کسی دواش
یه شب اومد تو خواب خوابو شکستم
گریه کنون زانو زدم نشستم
آقا اومد گفت به چه غم اسیری؟
گفتم آقا طبیب گفته میمیری
نگاهی کرد و گفت بگو فاطمه
قلب و دلم یه بارگی شکستند
انگاری که تموم ِ آسمون ها
زانو زدند به حرمتش نشستند
یه بانوی بلند و قد خمیده
اومد که چهره ش شبیه ماه بود
سرم پایین گرفتم از خجالت
توشه ی من یه کوهی از گناه بود
گفتم که این دختره پیغمبره
که دشمنا پهلوی اون شکستند
وقتی اومد تمومه آسمون ها
زانو زدند به حرمتش نشستند
گفتم بی بی یه کوهی از گناهم
یه مجرمه همیشه رو سیاهم
گفتم بی بی دارم میمیرم از شرم
اگه میشه دیگه نکن نگاهم
دیدم رو صورته شبیه ماهش
بارونیه مثله یه دریا خیسه
یه نامه ای نوشت دیدم تو نامه
شفاعته من داره مینویسه
ناله زدم گفتم چرا شفاعت؟
از دسته ما یه کوله باره دردی
به من نگاهی کرد و گفت که یک بار
واسه حسین ِ من تو گریه
کردی ...
....
گاهی در خواب بعضی از مکان
های خاص و امامزاده ها رو میبینم . نمیدونم .... من که کوله بارم از گناه همچین
خالی هم نیست ، گاهی اتفاقات عجیبی واسم میفته که نشانه های توجه و لطف خداوند به
من هستند . انگاری خدا همیشه هوای من که یه بنده ی قدرنشناس هستم رو خیلی خوب داره
. یه شب خواب دیدم رفتم مشهد.تا حلا هیچ وقت نرفته بودم. به صورت خیلی اتفاقی
قسمتم شد و پارسال واسه اولین بار مشهد رفتم. چندی پیش خواب دیدم در کربلا هستم .
از اون روز تاحالا یه جوری ام. همش دلم میخواد برم کربلا. نمیدونم امام حسین
منه گنه کار و روسیاه رو می طلبه یا نه . آرزوم شده که امام حسین منو بطلبه
.هر چند خودم رو در حد و اندازه ای نمی بینم که بخوام برم کربلا. به خدا
شرمسارم.آقا ماهم سید هستیم . میگن اهل بیتت رو شفاعت میکنی . خیلی محتاج شفاعتت
هستم .خیلی ....!
پ.ن:سرما
خوردم . گلوم درد داره . چشمام هم میسوزه . لبام هم قاچ قاچ شده .همچنان برف ندیدم
. برف نیومده و من اینجوری سرما خوردم اگه می یومد چی ؟