امروز هم خاک ریز ریز بر روی سر و صورتمان باریدن گرفت. مثل ِ روزهای دیگه . مثل ِ هشت سال ِ گذشته . آره هشت سال ِ که داره خاک ریزه ریزه می باره ! ببار ای خاک ببینیم کی کم می یاره ، من یکی که عمرا کم نمی یارم ، مطمئنم دیگر هم استانیهام هم کم نمی یارن !!! و همچنان توی تو ای خاک دست و پا می زنیم و نفس می کشیم ... فک کن ؟ همه زندگیت پر شه از خاک !چه حالی بهتون دست میده ؟ فک کن؟ دهنت مدام مزه ی خاک بده .... ! اما با این حال من یکی که به جنوبی بودنم ، به خوزستانی بودنم افتخار می کنم حتی با خاک و گرد و غبار هاش ...!!!
پ . ن : گذشته از خاک و گرد و غبار و بادهای شدید ، گرمای خوزستان و اصن گرمای جنوب رو عشق است ! . مارون و کارون و خیرآباد و کرخه و خلیج ِ همیشه فارس رو هم عشق است .



