ایران و ایرانی
بنده جزو اقوام
ایرانی نیستم. ولی تمایل دارم از ایران و آریایی ها و مطالبی حوزه این مسائل اینجا
بنویسم. اگر عمری باقی بود از اجداد خود و اینکه چگونه ایرانی شدیم اینجا مطالبی
به میان خواهم آورد :
آریایی ها
آریا، نامی است که
نیاکان مشترک اقوام ایرانی و هندی
(مردمان شمال هند)
(آنان که به زبانهای هند و ایرانی سخن میگفتند) خود را بدان
معرفی می كردند و آن را به معنی نجیب ،شريف، اصيل و آزاده دانستهاند. کسی که
وابسته و از تبار قوم آریا باشد آریایی، آرین یا آریان مینامند.
تنها مورد کاربرد
مجاز اصطلاح آريايی درباره اقوامی است كه در ازمنه باستانی خود، خويشتن را آريا می
ناميدند. هنديان و ايرانيان و مادها و اسكيت ها و آلان ها و اقوام ايرانی زبان
آسيای ميانه خود را آريا مي خواندند. (ا. م. دياكونوف: تاريخ ماد،
ترجمه كريم كشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380، ص 142.)
نام ایران
نيز از اين ريشه مشتق شده است. نمونهٔ این اشارهها را میتوان در اوستا، سنگنبشتههای هخامنشی و متنهای کهن هندو
(مانند ریگودا) دید. مورخان قدیم از آن نام برده و هرودوت و بطلمیوس چند قوم را به نام آريایى یاد كردهاند. پژوهش
گسترده در پیرامون اين واژه انجام شده و اختلافات بسيارى به ميان آمدهاست.
در اواخر سدهٔ ۱۸
شناساى دو شاخهٔ زبان آسيایى يعنی سانسکریت و اوستایی آغاز شد، دانشمندان به شباهت تام زبان سانسكريت با زبانهاى یونانی و لاتینی و کلتی
و آلمانی پى بردند و اين شباهت آشکار كرد كه تمام این زبان
ها دارای یک نیای مشترک هستند.
در سدهٔ نوزدهم، پس
از آنکه زبانشناسان زبانهای هندوایرانی و اروپایی را همریشه
یافتند، برخی از اروپاییان واژهٔ آریایی را به معنای کسی که به زبانی هندواروپایی سخن میگوید به کار بردند. در سالهای پایانی
سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم، در آلمان
و انگلیس، برخی این واژه را برای توصیف مردم شمال اروپا و
اقوام ژرمن به کار میبردند. این کاربرد نو از
این واژه، پس از جنگ جهانی اول، دستمایهٔ گروههای
نژادپرست آلمانی و بهویژه حزب نازی شد.
خاستگاه آریاییان
درباره خاستگاه
آریائیان که در نوشتههای کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده است چند
دیدگاه طرح شده است:
یکی از این دیدگاهها
میگوید که آریائیان در حدود هشتهزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه
آرال میزیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و
بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کردهاند که قومهای ماد و پارس از کوهها
گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت
کردند. دیگر دیدگاهها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم میداند.
تازهترین دیدگاه را در این باره جهانشاه درخشانی طرح کرده است. وی خاستگاه این
قوم را بستر کنونی خلیج فارس میداند که در دوران یخبندان بی آب بوده و پس از بالا
آمدن آبهای دریای آزاد آریاییان به تدریج به فلات ایران و پهنههای میانرودان تا
فلسطین کوچ کردهاند و تمدنهای آغازین آن دیارها را بنیاد گذارده اند. بر پایه
همین دیدگاه پهنههای شمالی نمیتوانستهاند خاستگاه آریائیان بوده باشند زیرا
هوای سرد دوران یخبندان امکان زیست در آن مناطق را نمیدادهاست.
منبع: آریایی
از ویکیپدیا،
دانشنامهٔ آزاد.
نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه
ارسال شده در سه شنبه 21 خرداد1387 ساعت 23:56
دسته بندي:
تاریخی
کوروش کبیر
به نام دادار اورمزد
به نام شهنشاه کوروش پاک ... که بوسند شاهان پی اش را به خاک
آقای محسن.ر همیشه در مورد کورش کبیر با من حرف میزد و من همیشه زیاد توجهی
نمی کردم. مدت ها پیش در مورد کوروش کبیر کمی تحقیق کردم و خیلی برام جالب بود و
علاقمند شدم به اینکه از کوروش بیشتر بدونم.
گذری بر زندگی کوروش بزرگ
کوروش دوم ، معروف به کوروش بزرگ یا کورش کبیر ( 559-528 پیش از میلاد ) شاه
ایران ، بهخاطر بخشندگی، بزرگ منشی ، بنیان گذاشتن حقوق بشر ، پایه گذاری نخستین
امپراطوری چند قومیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده ها و اسرا، احترام به عقاید و
مذاهب مختلف، گسترش تمدن و... شناخته شدهاست. کوروش نخستین شاه ایران و بنیانگذار
دورهی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور
یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان ، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود ، او
را سرور و قانونگذار می نامیدند . یهود یان این پادشاه را به منزله ممسوح پروردگار
محسوب می داشتند ،ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می دانستند . درباره
شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به
میان آمده ، بسیاری از بزرگان جهان ذوالقرنین قرآن فرزند نیک سرشت خداوند را کوروش
هخامنشی میدانند و نصبت دادن آن را به اسکندر ملعون کاری ابله هانه میدانند .
کوروش سرسلسله هخامنشی ، داریوش بزرگ ، خشایارشا ، اسکندر مقدونی گزینه هایی هستند
که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته ، اما با توجه
به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن ، تورات ، و انجیل تنها کوروش
بزرگ است که موجه ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می باشد.
برای مشاهده مطالب بیشتر درباره زندگی کوروش کبیر بر روی لینک ادامه مطلب در قسمت پایین کلیک کنید :
و در آخر :
به باور بسیاری از حقوق دانان کهن آمریکایی و انگلیسی کتاب کوروپدیا - کوروش بزرگ سرلوحه بنیان گذاران آزادی و دموکراسی غربی در جهان بوده است . در جهان امروز یونسکو کورش بزرگ - اسکندر مقدونی و سزار را سه ابر مرد جهان معرفی کرده اند . ولی به راستی موج تبلیغات گسترده غربیان برای سزار و اسکندر یونانی کجا و گمنامی کوروش بزرگ از آسیا که الگو و سرور اسکندر و سزار بوده است کجا ؟ اسکندری گویی اینکه از دیدگاه بزرگی و دانش جهانگشایی برترین روزگار خود بوده ولی فساد اخلاقی و زندگی آلوده اش بر همگان آشکار است . حال آنکه شخصی مانند کوروش بزرگ از همه لحاظ بر سزار و اسکندر برتری داشته است و نامش در قرآن به نام ذوالقرنین و در تورات به نام کوروش فرستاده خداوند آمده است ولی هرگز سخنی از او در ایران نشده است . تندیسی شایسته و بایسته این ابر مرد جهان در ایران وجود ندارد . فیلم و مستند جهانی شایسته وی ساخته نشده است . نامش برای آغاز سال آورده نشده است . فقط ملت ایران بودند که هنوز پس از هزاران سال از درگذشت وی در هنگام آغاز جشن ملی نوروز با سبدها و دسته های گل راهی آرامگاه ابدی وی در پاسارگاد می شوند تا ادای احترام کرده باشند و با منش - کردار و ایران دوستی او پیمانی دوباره بسته باشند . شادی روان پاک این ابر نیک منش جهان را از یزدان پاک خواستاریم . .
منبع : http://weblog.zendehrood.com
انشاالله اگر عمری باقی بود تصمیم
دارم مطالبی در مورد شاهان ایران و همچنین تاریخ و تمدن ایرانی اینجا منتشر کنم و میخوام به یاده همه بیارم که ما ایران و
ایرانی هستیم . هر چند بنده آریایی نیستم ولی بسیار مشتاق به فرهنگ و تمدن باستان
ِ این آب و خاک هستم .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه
ارسال شده در چهارشنبه 15 خرداد1387 ساعت 2:22
دسته بندي:
تاریخی