تبليغاتX
AroosakLife
 

 
 
عمه شدم

یکم شهریور 1388برابر با دوم رمضان نی نی داداشم بدنیا اومدم و با بدنیا اومدنش من عمه شدم .

اینجا بیمارستان بستری بود.چه روزهای سخت و تلخی.الان خداروشکر حالش خوب شده

لباتو واسه عمه غنچه کن نرگس جون  :-*

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در شنبه 14 شهریور1388 ساعت 23:8

دسته بندي: شخصی


میم الف دال ر

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 24 خرداد1388 ساعت 14:30

دسته بندي: عمومی


آب گــَرو ( گـراب)

بارها و بارها از استانم خوزستان اینجا نوشته ام . شاید باورتون نشه ولی علاقه و وابستگیه خاصی به آب و خاکم دارم . توی ایام نوروز تا دلتون بخواد جاهای تفریحی و دیدنی رفتیم . در این ایام پا رو از خوزستان فراتر نهاده و به استان کهگیلویه و بوشهر هم سفرهایی داشتیم.

حالا میخوام از یه جای دیدنی در خوزستان براتون بگم . جایی شگفت انگیز ... مکانش واقع در شهرستان بهبهان / شهر بهبهان / نزدیک به بخش تشان از این شهرستان می باشد . منطقه ای به نام گراب یا به زبان محلی گــَرو .... اینجایی که میگم یک چشمه ست  که از کوه سرچشمه میگیره . سرچشمه ش جایی هست که با ماشین نمیشه رفت و ما چند کیلومتری پیاده روی کردیم تا به سرچشمه رسیدیم. جایی خیلی باصفاست .

و اما از این آب عجیب غریب بگم . این آب خاصیت درمانی عجیبی داره . برای درمان دردهای عضلانی و روماتیسمی و غیره  مفید می باشد .  به سرچشمه ش که نزدیک میشی بوی شدیده گوگرد همه جا رو فرا گرفته  ... آبی که سراسر گوگرد داره و دارای خاصیتهای درمانی ست . آب گـــَرو به گونه ای است که در شبانه روز تقریبا به هفت رنگ مختلف در می یاد . بیشتر به خاطره زمینه زیرش هست که رنگهایی رو پدید می یاره  

می گویند چند سال پیش دو تا دکتر اومدن اینجا شنا کنن و از خاصیته درمانیه آب استفاده کنن . رفتن توی سرچشمه ش شنا کردند. غلظته گوگرد اونقدر بالا بود که باعثه مرگشون شد . این آب خیلی شگفت انگیزه و اگه درست ازش استفاده شه معجزه می کنه حتی . در سفرهای ریاست جمهوری تسهیلاتی برای اینکه این مکان تبدیل به یک منطقه ی گردشگری بشه فراهم شده .

یهو نترسین و بگین که آبش کشنده س ها . نه اینجور نیست . ما تا سر چشمه ش رفتیم . بوی گوگرد زیاد بود ولی نه آنچنان که بخواد آسیبی برسونه و اون دکترها لابد زیادی توی آب موندن و اونم توی سرچشمه ش که گوگردش خیلی زیاده و واسه همین مرده شدن .  .. ولی قراره از این آب درست اسفاده کنن و با امکانات بهش برسن . خلاصه گفتم اگه روزی گذرتون به خوزستان افتاد بیایید قسمته جنوبش . شهرستان بهبهان ... بگوئید آب گـــَرو کجاست بهتون مکانش رو نشون میدند . منطقه ای کوهستانی و بسیار زیباست ....

اینجا سرچشمه س . به نظر نمی یاد این سرچشمه رودخونه ای به اون بزرگی رو به دنبال داشته باشه ، ولی داره

این زرد رنگها گوگرد هستند که روی سنگ ها موندن دیگه

پ . ن : دیگه نمیتونم زود به زود وبلاگمو آپدیت کنم. شاید نتونم زود به زود بیام پستای دوستامو بخونم. ولی هر وقت گذرم افتاد به نت به یاد همه خواهم بود .

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در سه شنبه 18 فروردین1388 ساعت 17:38

دسته بندي: شخصی


عشقولانه می شویم
امشب عشقولانه شدم و در یه حرکت پیروزمندانه هم قالب ِ وبلاگمو عوض کردم و هم یهو زد به سرم تا یه

پست بزارم . اونم چی . فقط یه عکس ...





 
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 4:59

دسته بندي: عکس


...
 

 


 

----------------------------------------------------------------------------------------------

هر پست یک نکته :

 

 

مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن.

مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم،

باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم.

امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه ...!!!

----------------------------------------------------------------------------------------------

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 27 شهریور1385 ساعت 22:19

دسته بندي: عکس


تنهایی

 

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست 

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 

 

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در جمعه 18 فروردین1385 ساعت 19:35

دسته بندي: عکس


::::::

 

 

 

 

 

      

 زندگي بدون عشق مثل ساندويچ بدون نوشابه است 

 

 

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 7 فروردین1385 ساعت 20:8

دسته بندي: عکس


اشک

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 4 دی1384 ساعت 18:57

دسته بندي: عکس


تولدی دیگر ...

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 4 دی1384 ساعت 18:37

دسته بندي: عکس


تنها

در قیامت که سر از خاک به در خواهم کرد

از هم در طلبت خاک به سر خواهم کرد...

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در شنبه 3 دی1384 ساعت 11:43

دسته بندي: عکس


آتش



 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در شنبه 3 دی1384 ساعت 11:39

دسته بندي: عکس


آنجل

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در شنبه 3 دی1384 ساعت 11:35

دسته بندي: عکس


آفتاب چشمانت

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 28 آذر1384 ساعت 17:11

دسته بندي: عکس


چرخ گردون


اگردستم رسد بر چرخ گردون

از او پرسم که این چین است و آن چون

یکی را داده ای صد نازو نعمت

یکی را قرص جوی آلوده در خون

 

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 28 آذر1384 ساعت 16:52

دسته بندي: عکس


خزان

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 28 آذر1384 ساعت 16:31

دسته بندي: عکس


دلتنگی

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 28 آذر1384 ساعت 16:30

دسته بندي: عکس


قلب

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 28 آذر1384 ساعت 16:27

دسته بندي: عکس


باران

شيشه پنجره را باران شست

از دل من اما

چه كسي نقش تو را خواهد شست...

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 11:10

دسته بندي: عکس


شریعتی
 
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 11:3

دسته بندي: عکس


عشق
 
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 11:2

دسته بندي: عکس


عشق و نفرت

"    ا ز عشق  چه گو یم که د لم  نفر ت ا ز آن  دارد

 

 

ا ند وه و غمم کا ش همان  بود  که عا شق  دا رد  "

 



 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:58

دسته بندي: عکس


غروب عشق

 


نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:52

دسته بندي: عکس


دیروز...امروز

 

 
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:50

دسته بندي: عکس


گوگوش

تو اون كوه بلندي

                            كه سر تا پا غرور

                                           كشيده سر به خورشيد

                                                                  غريب و بي نشونه...

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:44

دسته بندي: عکس


بیابان

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:31

دسته بندي: عکس


پاییز
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:27

دسته بندي: عکس


شمع سوخته
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:19

دسته بندي: عکس


غریبه آشنا

تو از شهر غريب بي نشوني اومدي

 

تو با اسب سفيد مهربوني اومدي

 

تو ازدشت هاي دور و جاده هاي پر  غبار

 

براي هم صدايي هم زبوني اومدي

 

تو از راه مي رسي پر از گردو غبار

 

تمومه انتظار مي ياد همرات بهار

 

چه خوب ديدنت چه خوبه موندنت

 

چه خوب پاك كنم غبار رو از تنت

 

غريبه آشنا دوستت دارم بيا منو همرات ببر به شهر قصه ها

 

بگير دست منو تو دستات چه خوبه سقفمون يكي باشه باهم

 

بمونم منتظر تا برگردي پيشم تو زندونم با تو من ازادم

 

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:15

دسته بندي: عکس


عشق ...
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 27 آذر1384 ساعت 10:2

دسته بندي: عکس


گل
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در شنبه 26 آذر1384 ساعت 17:41

دسته بندي: عکس





 

Powered by BLOGFA.COM
www.TakTemp.Com قالب برگرفته از