از طرف پرستوی عزیز به بازی عکسای دوران کودکی دعوت شدم . این بازی یه سری قوانین داره .
قوانين بازي :
1- اسم پست خودتون
رو میگذارید “وقتی ------ کوچک بود” وبه
جای ----- اسم وبلاگ یا اسم خودتون رو میگذارید .
2-اگه عکس کودکی خودتون رو دارید که هیچ ، اگه ندارید از
آلبوم عکس خودتون چند تا عکس انتخاب میکنید.
3-عکسها رو می برید سر کوچه اسکن میگیرید یا با دوربین از
شون عکس میگیرید .
4-حداقل باید ۳ تا عکس بگذارید .
5-سعی کنید توی عکس آدم بزرگ نباشه .

اولین عکس از حکیمه وقتی که نی نی بود . میگن این عکس مال 5-6 ماهگیم هست . از همون نی نی ییم منو روسری پیچ و کلاه پیچ کرده بودن .
*****

اینم مال حدودای 4 سالگیم هست . خیلی شبیه پسر بچه هام نه؟ اون موقع ها همه فکر میکردن من یه پسر کوچولو هستم تا اینکه یه دختر کوچولو . همیشه هم لباسای پسرونه می پوشیدم . این عکسو یادمه کی گرفتم . صبح بود .
*****

اینم یکی دیگه از
عکسامه . اینجا میگن نزدیکای 5 سالگیمه . این عکس توی عقد خواهرم ازم گرفتیده شده
. عقد خواهرمو خوب یادمه . یادمه سال بعدش که عروسی کرد کلی واسش گریه کردم با
وجودی که کوچولو بودم و تنها چیزی که میدونستم این بود که وقتی دختری ازدواج میکنه
از خونه شون میره جای دیگه و دور میشه از همه . به خواهرم خیلی وابسته بودم . اوه
اوه چه سیا بودم ، خوب شد که بزرگ شدم و به رنگ و رو اومدم
*****

آخیییییییی . یه دختر کوچولوی موفرفری . دیگه اینجا تو این عکس اگه خوب دقت بشه میشه اون موهام که معروف بودن به جنگل های آمازون و البته کپر شیطون میشه دید . این عکسو هم فکر کنم 5 – 6 ساله بودم که ازم گرفتن . یادمه اون توپی که تو دستمه یه چند ساعت بعد افتاد توی خارها و پنچر شد .



